طبق گزارشات رسیده در سال جاری تعدادی از جوانان بهائی بعد از انتخاب رشته در کنکور سراسری ، هنگام مراجعه به سایت سازمان سنجش با پیغام ، شما متخلف هستید روبرو شده اند . در ذیل شرح یکی از این موارد را به قلم مادر داوطلب کنکور مطالعه خواهید کرد:
در زمان اعلان نتایج کنکور با مراجعه به سایت سنجش متوجه شدم که فرزندم امیدنیکوکار به عنوان متخلف در آزمون محسوب گردیده است و چون در این خصوص سابقه ای را نشنیده و کاملا بی اطلاع بودم اولین اقدام نوشتن مکتوبی به آدرس ایمیل داده شده توسط سازمان و از سوی دیگر ارسال همان مکتوب از طریق صندوق پستی معرفی شده بود . متن نامه به شرح زیر می باشد:
باعرض سلام خدمت آن عزیزان
ضمن آرزوی توفیق برای شما تلاشگران وخادمان جوانان این سرزمین نازنین
تمنا می نمایم در مورد زیر حقیر را راهنمائی فرمائید:
فرزند این جانب به نام امید نیکوکار به شماره شناسنامه 0013340808 و
شماره پرونده 4619996 در ازمون ریاضی فیزیک سال جاری شرکت نموده است و
اکنون برای دریافت کارنامه اقدام نموده و این پاسخ را دریافت می دارد که
:شما متخلف در آزمون می باشید..لطفا عنایت فرموده راهنمائی فرمائید که
مصادیق تخلف چه اموری است و فرزند من چگونه و چرا متخلف شناخته شده است؟
و از سوی دیگر محبت فرموده طرق قانونی بررسی این موضوع را معرفی نمائید.
با کمال احترام و با رجای تأیید از آستان خداوند مهربانی که در فضل و
عدلش هیچگونه شبهه ای نیست
با توجه به اینکه در طی 4 روز پاسخی دریافت نداشتم به همراه فرزندم به سازمان سنجش مراجعه نموده و از ایشان در این خصوص درخواست راهنمائی نمودم .
با راهنمائی مسئول محترم متن دیگری را خطاب به سازمان نوشته و پس از ثبت دبیرخانه ارسال نمودم اینبارنیز متأسفانه نامه ما بی پاسخ ماند .با توجه به اینکه حوزه امتحانی فرزندم دبیرستانی بود که در ان 4 سال پایانی را گذرانده بود به مدرسه رفته و در خواست نمودم در خصوص تخلف فرزندم در حوزه مرا راهنمائی نمایند ایشان در نهایت تعجب عنوان فرمودند که هرگز از این حوزه گزارشی مبنی بر تخلف هیچ داوطلبی ارسال نگردیده است و زمانی که اصرار مرا دیدند بنا به محبت و آشنائی قبلی تمام صورت جلسه کنکور در آن حوزه را آورده و با یکدیگر مطالعه نمودیم و کاملا محرز گردید که گزارشی بر علیه فرزندم ازحوزه مزبورفرستاده نشده است . مدیریت دبیرستان در نهایت ناباوری از انچه پیش آمده بود و با توجه به شناختی که از فرزندم داشت عنوان نمود که خود شخصا پیگیر قضیه بوده و از حراست تقاضای رسیدگی می نماید البته در مراجعه بعدی اعلان نمود که هیچ گزارشی ارسال نگردیده و این امر صرفا تبلیغاتی و برای مبارزه با اعتقادات شماست و به عنوان ترفند جایگزین برای نقص پرونده اجرا گردیده است. بعد از این ملاقات به همراه همسرم به سازمان سنجش مراجعه نموده و قضیه را پیگیر شدم ایشان در پاسخ شماره تلفنی که مربوط به واحد سنجش مستقر در کرج بود را داده و فرمودند که با انها تماس بگیرم. از همانجا این تماس را برقرار نموده و مسئله را پیگیر شدم ایشان ابتدا فرمودند که دو خط بر روی برگه پاسخنامه فرزندم کشیده شده که میتواند عمدی هم نبوده وبر اساس بی توجهی داوطلب بوده باشد در پاسخ عرض نمودم فرزندم مجاز به آوردن خودکار بر سر جلسه نبوده است و اگر سهوا خطی بر برگه پاسخنامه او کشیده شده است با مداد بوده و می توان ان را به راحتی پاک کرد نه اینکه جوانی را برای یک سال از تحصیل محروم نمود. و در ادامه در خواست نمودم که پاسخنامه فرزندم را رؤیت نمایم ایشان ضمن اینکه اشاره نمودند این کار فائده ای ندارد مرا به ملاقات با جناب مهندس رحیمیان تشویق نمودند متأسفانه ایشان را در سازمان نیافتم و صرفا با پافشاری توانستم با منشی ایشان در دفتر حراست ملاقات نمایم و ضمن بیان شرح مطالب و اقدامات از ایشان تقاضای مساعدت نمودم در پاسخ مجددا فرمودند که مکتوبی خطاب به سازمان سنجش نوشته و خواسته هایم را با ایشان مطرح نمایم .متن نامه که از زبان فرزندم نوشته شد به شرح زیر می باشد:
" با سلام و تقدیم احترام خدمت آن عزیزان
تقاضا می نمایم محبت فرموده در مورد زیر حقیر را مساعدت فرمائید
پاسخ سازمان سنجش به عدم صدور کارنامه این جانب (تخلف در آزمون ) می باشد . علی رغم اینکه تا کنون اقدامات متعدد و مراجعات بسیاری داشته ام تا این تاریخ ( 19/5/88) پاسخی دریافت ننموده ام . با عنایت به اینکه خود را مبری از هر گونه اتهام و یا تخلفی می دانم تقاضا می نمایم به طریق مقتضی عنایت فرموده و امکان رؤیت پاسخنامه را برای من و خانواده ام میسر فرمائید."
ایشان نامه را در یافت نموده و شماره تلفنی را به ما دادند و فرمودند که خود رسیدگی می نمایند و ما می توانیم با این شماره تلفن مستقیما از ایشان این امر را پیگیری نمائیم . از تاریخی که مشخص نموده بودند سه روز با ایشان در زمانهای مختلف تماس گرفته شد ولی حتی فردی گوشی را بر نمی داشت بالاخره در روز چهارم ایشان تلفن را برداشته و با اینکه من خود را معرفی ننموده بودم با لحن تندی فرمودند به شماره تلفنی که میدهم تماس بگیرید وبلافاصله گوشی را گذاشتند شماره مورد نظر همان شماره مربوط به واحد کرج بود. با این شماره تماس گرفتم فرد مورد نظر نیزابتدا با بی تفاوتی پاسخ میداد و زمانی که از ایشان در خصوص نوع تخلف پرسیده شد ، دستکاری درid را مطرح نمودند و دلایلی نیز برایش ذکر کردند که حقیقتا جالب و یا بهتر بگویم مضحک بود و همین امر سبب شد که بنده با لحنی آرام عنوان نمودم که این کار برای فرزند من نتیجه ای جز محرومیت به همراه نداشته است و بدیهی است که نمی توانم بپذیرم که او به این امر مبادرت نموده باشد و این اقدام جدید را ترفند تازه سازمان سنجش برای محروم نمودن جوانان بهائی از تحصیل عنوان کردم ایشان فرمودند شما دچاره شبهه می باشید و چنین نیست اما زمانیکه به وقایع 30 سال گذشته و محرومیت طولانی جوانان بهائی ایران از تحصیلات عالیه اشاره نمودم با لحن متفاوتی عنوان داشتند که اصلا وزارت علوم تکلیف شما را مشخص نموده و شما مجاز به شرکت در آزمون سراسری نمی باشید. در پاسخ عرض نمودم که ما چند سالی است که مجاز به شرکت می باشیم از این روست که فرزند من با شماره داوطلبی داده شده از طرف سازمان در این آزمون شرکت نموده و حال به فرموده شما متخلف می باشد. اما بر این اساس که هیچ اتهامی را نمی توان بدون دلیل و مدرک پذیرفت مجددا تقاضا می نمایم که برگه فرزندم را رؤیت نمایم. ایشان فرمودند علی رغم این که این اقدام توجیه قانونی ندارد و ما ملزم به نشان دادن برگه پاسخنامه به هیچ کس نمی باشیم شخصا مشتاق ملاقات شما می باشم و امیدوارم که این ملاقات سبب رفع شبهات شما شود . بر این اساس به همراه همسر و فرزندم در تاریخ یکشنبه 1/6/88 به سازمان سنجش واحد کرج مراجعه نموده و با ایشان ملاقات نمودیم. ایشان در ابتدا کپی پاسخنامه را آورده و نشان دادند که در قسمت شناسه بالای برگه ستونهائی مخدوش شده است زمانی که خواستیم برگه را از نزدیک ببینیم آن را به دست ما نداده و گفتند که مجاز نیستیم که حتی به این برگه دست بزنیم. وقتی پرسیدم که این کپی است و زمانی که اصل مدرکی موجود است شرط عقل نیست که کپی آن را رؤیت نمائیم ایشان در پاسخ گفتند تا اینجا نیز بسیار لطف نموده ایم و الا اصل برگه را آقای توکلی هم نمی توانند ببینند و بزودی نیز پاسخنامه ها معدوم می گردد..فرزندم عنوان نمود که من در این مخدوش کردن حکمتی و نکته مثبتی نمی بینیم چه لزومی داشت که با این کار خود را از تحصیل محروم نمایم در حالیکه نهایت آمادگی را داشتم و در دروس شیمی،فیزیک، بینش اسلامی و ادبیات پاسخگوی صد در صد سؤالات بوده ام؟
ایشان با تمسخر فرمودند به هر حال کس دیگری به این پاسخنامه دسترسی نداشته و صرفا داوطلب می توانسته است که به مخدوش نمودن سربرگ اقدام نماید در پاسخ ایشان گفتم که در این امور ما همواره به خداوند و قضاوت او امیدواریم و بعد تمام مقدسات عالم و انبیاء عظام را شاهد گرفتم و گفتم که فرزند من مرتکب چنین کاری نشده است زیرا هر زمان که از او می خواستم برای امور دیگر نیز فرصت گذاشته و اینقدر خود را با در س خواندن خسته ننماید زیرا به هر حال تجربه در این سالها نشان داده است که بهائیان امکان تحصیل ندارند، او می گفت : اگر صحبت از فداکاریست می خواهم در نهایت تلاش در گروه بهترین باشم و نتیجه ای عالی را فدا نمایم. عنوان نمودم که درست است که همواره دست بالای دست بسیار است ولی بر این باورم که : " یدالله فوق ایدیهم". فضای اتاق قدری تغییر نمود فرد دیگری که تا آن زمان سکوت نموده و پشت کامپیوتر نشسته بود با اوراقی در دست آمد و گفت که اینان نیز متخلفند و تماما شیعه، به نظر شما حکایت اینان چیست؟ عرض نمودم حکایتشان را از خودشان بپرسید اما انچه را من می دانم اینست که آنان به گونه ای تربیت یافته اند که مجاز به گفتن دروغ مصلحت آمیز و یا کتمان عقایدشان نیز می باشند اما آموزه های اعتقادی فرزندم این اجازه را به او نمی دهد.
ایشان برگه های روی میزشان را مرتب نموده و عنوان داشتند که من توضیحات لازم را به شما دادم و خود را ملزم به دادن توضیحات دیگر نمی بینم و اصولا اگر سیاست یک نظام چنین باشد من و امثال من از عهده هیچ اقدامی بر نمی آیند و به قولی من " مأمورم و معذور".از ایشان به خاطر تمام محبتی که فرموده بودند و ما را پذیرفتند تشکر نموده و فقط در خواست نمودم عرائض پایانی مرا نیز بشنوند . به ایشان عرض نمودم که همواره بر این باور بوده ام که رفتاری که دیانت مقدس اسلام با سائرین توصیه و تأکید نموده است رفتاری کاملا متفاوت است و آنچه در ایران اتفاق می افتد احکام سیاسی است نه الهی بر این اساس مدتی است که به زیارت نهج البلاغه حضرت علی (ع) پرداخته ام و نکات بسیاری آموخته ام و مایلم یکی از آن بیانات را برایتان زیارت نمایم . فیشهائی را که به همراه داشتم برداشته و از میان آنها این بیان را با صدای بلند زیارت نمودم که می فرمایند :
"هر آن امر که از مافوق می شنوی ، با امر خدای بسنج چنانچه خداوند تو را از آن عمل نهی می کند ، زنهار فرمان خالق را در راه هوس مخلوق قربان مکن . هرگز مگو که مأمورم و معذور ، هرگز مگو که به من دستور داده اند و باید کورکورانه اطاعت کنم . هرگز طمع مدار که تو را کورکورانه اطاعت کنند."
در حالیکه تأ ثیر این کلمات را در هر سه نفرآن عزیزان مشاهده می نمودم در خواست نمودم که تنها به آن بیندیشند بخصوص که ماه مبارک رمضان اوقات سحر و زمان افطار برای تفکر نمودن و خلوت کردن با خودو خد مناسب است .
ایشان فرمودند آنچه حاکم است سلسله مراتب اداری است و ما را از ان مفری نیست ، در پاسخ عرض نمودم اما روی این سخن با مراتب انسانیست. خداحافظی نموده از دفتر ایشان بیرون آمدیم . در لحظات آخر همسرم به ایشان فرمودند شما چه اقدام دیگری را توصیه می کنید ایشان گفتند می توانید شکایت نمائید اما راه به جائی ندارید فرزندتان را برای شرکت در کنکور سال آینده آماده و تشویق نمائید.
با تشکر و سپاس
فرانک نیکوکار
http://agahee.org/node/1487